اگر در جنگل با یک ببر روبرو شوید چه کار می کنید؟ در این مقاله در مورد اینکه استرس چیست و مغز و بدن ما چگونه به آن واکنش نشان می دهد صحبت خواهیم کرد. وقتی با یک موقعیت ترسناک روبرو می شویم، اتفاقات جالب زیادی در داخل بدن انسان رخ می دهد. در این مقاله بررسی می کنیم که این اتفاقات چگونه به بدن ما کمک می کنند تا هنگام مواجهه با چیزی ترسناک آرام شویم. بخش‌های اصلی مغز که مسئول واکنش‌های ما به استرس هستند عبارتند از: محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال، آمیگدال و پوسته جلوی مغز. این مقاله همچنین به این موضوع می‌پردازد که چگونه مغز از منابع بیرونی و عزیزانمان برای غلبه بر استرس کمک می‌گیرد و چگونه انسان‌ها زمانی که استرس به بخشی عادی از زندگی آن ها تبدیل می‌شود، سازگار می‌شوند.

سیستم پاسخ به استرس چیست؟

تصور کنید اگر در جنگل با یک ببر روبرو شوید چه احساسی خواهید داشت. ممکن است تپش قلب شما بیشتر شود و ممکن است شروع به تند تند نفس کشیدن کنید. ممکن است در جای خود یخ بزنید و از ترس نتوانید حرکت کنید. یا ممکن است تمایل به فرار داشته باشید. اینها همه از علائم استرس هستند.

استرس حالت روحی و جسمی است که انسان هنگام تجربه چیزی سخت یا تهدید کننده احساس می کند. استرس می تواند از منابع مختلفی ناشی شود. عوامل استرس زا معمولی چیزهایی هستند که باعث می شوند برای مدت کوتاهی احساس عصبی یا ترس داشته باشید، مانند صحبت کردن در مقابل گروه بزرگی از مردم، منتظر ماندن برای یک خبر سرنوشت ساز یا آماده شدن برای یک عمل جراحی سخت؛ عوامل استرس زای بزرگتر و طولانی مدت باعث می شوند که برای مدت طولانی احساس غمگینی یا ترس داشته باشید. مرگ یکی از اعضای نزدیک خانواده نیز یکی از این موارد است. خبر خوب این است که مغز شما یک ابرقهرمان است! هر روز شما را از استرس بیش از حد در امان نگه می دارد.

هنگام مواجهه با موقعیت های استرس زا ترسناک یا غم انگیز، مغز از سایر اندام ها کمک می گیرد تا شما را آرام کند. سیستم پاسخ به استرس نام بخش‌هایی از مغز، اندام‌ها و هورمون‌هایی است که برای مقابله با استرس با هم کار می‌کنند. به عبارت دیگر نام تیمی از ابرقهرمانان در بدن شما است که توسط مغز برای مبارزه با استرس هدایت می شوند. سیستم پاسخ به استرس با سرعت بخشیدن به ضربان قلب شما برای افزایش جریان خون، سرعت بخشیدن به تنفس برای دریافت اکسیژن بیشتر و کاهش سرعت هضم شما برای ذخیره چربی و قند برای انرژی عمل می کند. در این مقاله در مورد چگونگی واکنش مغز و بدن به استرس و نحوه تنظیم این واکنش ها توسط مغز صحبت خواهیم کرد. همچنین در مورد کمک های بیرونی که مغز برای تنظیم استرس استفاده می کند صحبت خواهیم کرد زیرا حتی ابرقهرمانان گاهی اوقات به کمک کمی نیاز دارند! در نهایت، توضیح خواهیم داد که چگونه انسان ها با استرس طولانی مدت است، سازگار می شوند.

ابرقهرمانان سیستم پاسخ به استرس

هنگامی که مغز استرس را در محیط تشخیص می دهد، سیستم پاسخ به استرس وارد عمل می شود. که با محور هیپوتالاموس – هیپوفیز – آدرنال (HPA) شروع می شود. سیستم پیام رسان که از مغز شروع می شود. به اندام ها سیگنال می دهد که با رفتن به حالت زنده ماندن به استرس واکنش نشان دهند. این شامل هیپوتالاموس، هیپوفیز و غده فوق کلیوی است.(شکل 1).

این کلمات چون بسیار طولانی هستند، بنابراین در ادامه فقط آن را به نام HPA می نویسیم. وقتی مغز استرس را تشخیص می دهد، ابتدا پیامی را به بخشی از مغز به نام هیپوتالاموس می فرستد. وظیفه هیپوتالاموس بیدار کردن غده هیپوفیز است. اگرچه هیپوفیز فقط به اندازه یک نخود کوچک است، اما وظیفه ی بسیار خوبی دارد. هیپوفیز هورمون هایی را ترشح می کند که پیام رسان سیستم پاسخ به استرس هستند. این هورمون ها از مغز به غدد فوق کلیوی منتقل می شوند. غدد فوق کلیوی در بالای کلیه ها قرار دارند. و غدد فوق کلیوی کورتیزول ترشح می کنند. هورمون استرس یا پیام رسان توسط محور HPA آزاد می شود تا به سایر اندام های بدن بگوید که با یک عامل استرس زا مقابله کنند.

مغز انسان چگونه به استرس واکنش نشان می دهد؟

(شکل1)

محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) برای آزادسازی کورتیزول در جریان خون عمل می کند. کورتیزول، بدن را برای مبارزه با استرس وارد عمل می کند. کورتیزول همچنین محور HPA را تنظیم می کند. هنگامی که مقادیر زیادی کورتیزول با هیپوتالاموس تعامل داشته باشد، محور HPA فعالیت آن را کاهش می دهد. آمیگدال استرس را در محیط تشخیص می دهد، در حالی که پوسته جلوی مغز واکنش های ما را به استرس تنظیم می کند.

کورتیزول به عنوان هورمون استرس شناخته می شود. کورتیزول یک پیام رسان است که سایر اندام های بدن را فعال می کند. و مانند ابرقدرت سیستم پاسخ به استرس است. کورتیزول به مغز کمک می کند تا به وضوح فکر کند، انرژی را به عضلات مهم می فرستد و ضربان قلب و تنفس را افزایش می دهد. می‌توانید تصور کنید که اگر رو در رو با یک ببر قرار بگیرید، تمام این عملکردهای بدن مهم خواهند بود: باید به این فکر کنید که چگونه فرار کنید، از ماهیچه‌های خود برای فرار استفاده کنید و ضربان قلب سریع برای پمپاژ خون زیاد به ماهیچه ها و تنفس سریع برای دریافت اکسیژن بیشتر است.

یکی دیگر از ساختارهای مهم مغز که در سیستم پاسخ به استرس نقش دارد آمیگدال نام دارد، ساختار مغزی که در واقع استرس را تشخیص می دهد و به محور HPA می گوید که پاسخ دهد. این ساختار مغز به اندازه یک لوبیا کوچک است و در وسط مغز قرار دارد (شکل 1). آمیگدال ساختار مغزی است که در واقع استرس را تشخیص می دهد و به محور HPA می گوید که پاسخ دهد. می تواند عوامل استرس زای عاطفی و بیولوژیکی را تشخیص دهد. یک عامل استرس زا عاطفی چیزی در محیط است که ممکن است باعث شود شما احساس ترس، غمگینی یا ناامیدی کنید. یک عامل استرس زای بیولوژیکی استرس درونی است که بدن به دلیل آسیب روحی یا بیماری احساس می کند. عملکردهای آمیگدال برای بقا بسیار مهم هستند. فقط این نکته را بدانیم که اگر نمی توانستیم چیزهای مضر یا استرس زا را تشخیص دهیم، زنده نمی ماندیم!

آمیگدال ارتباط ویژه ای با بخش دیگری از مغز به نام پوسته جلوی مغز دارد، مرکز کنترل مغز که افکار و اعمال را کنترل می کند. وظیفه اصلی آن کنترل پاسخ های احساسی به استرس با تنظیم آمیگدال است. پوسته جلوی مغز یک ناحیه بزرگ در جلوی مغز است (شکل 1). می توان آن را مرکز کنترل مغز نامید زیرا به کنترل افکار و اعمال ما کمک می کند. وظیفه اصلی پوسته جلوی مغز این است که واکنش های عاطفی ما به استرس را کنترل کند تا زیاد دچار استرس نشویم. به همین دلیل است که آمیگدال و پوسته جلوی مغز ارتباط خاصی با هم دارند. آمیگدال به سرعت یک تهدید یا استرس در محیط را نشان می دهد و پوسته جلوی مغز به آمیگدال کمک می کند تا رویدادهای استرس زا را کمی کمتر ترسناک یا ناامیدکننده ببیند. مهم است که بتوانیم از مغز برای کمک به کاهش تولید کورتیزول در محور HPA استفاده کنیم. این فرآیند به ما کمک می‌کند در طول یک استرس‌زای معمولی با درک یک موقعیت غیرتهدیدکننده زندگی، آرام شویم. در مثال ببر که یک خطر واقعی است، این روند به ما کمک می کند تا پس از فرار ببر آرام شویم.

حتی با این سیستم قوی، مغز به کمک های بیرونی نیاز دارد!

حتی اگر بدن ما این سیستم‌های فوق‌العاده ی واکنش به استرس را دارد، اما زمانی که کمک کوچکی داشته باشند بهترین مقابله با استرس را دارند. این کمک، حمایت اجتماعی نامیده می‌شود، که به راه‌هایی اشاره دارد که افراد دیگر می‌توانند به ما کمک کنند احساس امنیت، دوست داشتن و مراقبت کنیم. دوستان و خانواده شما ممکن است با در آغوش گرفتن شما در هنگام غمگینی یا ترس، معاشرت با شما در زمانی که احساس تنهایی می کنید، صحبت کردن با شما در مورد یک رویداد و یا جشن گرفتن با شما در هنگام هیجان، حمایت اجتماعی و عاطفی را ارائه دهند. در واقع ما زمانی که خیلی جوان هستیم به حمایت اجتماعی نیاز داریم. به یاد دارید که قبلاً اشاره کردیم که آمیگدال ارتباط ویژه ای با پوسته جلوی مغز دارد؟ این ارتباط تا زمانی که شما نوجوان نباشید به بلوغ نمی رسد. بنابراین، نوزادان و کودکان به والدین خود برای کمک به آرامش آنها تکیه می کنند.

دانشمندان نحوه واکنش مغز به استرس را با استفاده از تکنیک خاصی به نام تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی یا به اختصار fMRI بررسی کردند. fMRI مانند یک دوربین بزرگ است که با استفاده از آهنربا از درون ما عکس می گیرد. fMRI می تواند به دانشمندان کمک کند تا تشخیص دهند کدام مناطق مغز در حین انجام وظایف خاص فعال هستند. دانشمندان آزمایشی انجام دادند تا دریابند چگونه مادران به فرزندان خود در مقابله با استرس کمک می کنند. کودکان (4 تا 10 ساله) و نوجوانان (11 تا 17 ساله) چهره های احساسی را روی صفحه رایانه مشاهده می کردند. برخی از چهره ها احساسات منفی مانند غم و اندوه یا ترس را نشان می دادند. از آنجایی که دیدن این چهره های عاطفی منفی می تواند استرس زا باشد، آمیگدال کودکان و نوجوانان با مشاهده این چهره ها فعال می شود. کودکانی که مادران خود را در کنار خود داشتند و چهره‌ها را مشاهده می‌کردند، فعالیت آمیگدال کمتری را نشان دادند .(شکل 2).

این کودکان همچنین هنگامی که مادرانشان در نزدیکی بودند، ارتباطات بالغ تری بین آمیگدال و پوسته جلوی مغز داشتند! این بدان معنی است که پوسته جلوی مغز کودکان بیشتر فعال می شود و آمیگدال آنها کمتر فعال می شود و به کودکان کمک می کند استرس کمتری داشته باشند. هنگامی که افراد، مانند مادران حاضر در این آزمایش، حمایت اجتماعی ارائه می کنند که به تنظیم پاسخ استرس کمک می کند، به آن بافر اجتماعی (social buffering) می گویند.

فرآیندی زمانی اتفاق می افتد که حمایت اجتماعی به مغز کمک می کند تا پاسخ استرس را تنظیم کند. بافر مادری، بافر اجتماعی است که به طور خاص از مادران ما یا سایر عزیزان نزدیک ما می آید.

بافر به معنای محافظت است. در آزمایش، ما فقط در مورد این صحبت کردیم که مادران بچه‌ها بافر می‌کردند یا آمیگدال را از فعالیت زیاد محافظت می‌کردند. بافر اجتماعی که از مادران ناشی می شود، بافر مادری نامیده می شود . تحقیقات نشان داده است که مادران و سایر مراقبان (مانند پدران و پرستاران کودک) به کاهش سطح کورتیزول در نوزادان و کودکانی که شرایط استرس زا را تجربه کرده اند کمک می کنند.

مغز انسان چگونه به استرس واکنش نشان می دهد؟

(شکل 2)

این مطالعه مغز کودکان و نوجوانان را در حین مشاهده چهره های عاطفی مقایسه کرد. با نگاه کردن به چهره‌های عاطفی منفی (غمگین، عصبانی و غیره) می‌بینید که فعالیت آمیگدال کودکان با حضور مادرشان کاهش یافته است. این به ما می‌گوید که مادران با ارائه حمایت اجتماعی، سیستم‌های پاسخ به استرس را در کودکان مهار می‌کردند. فعالیت آمیگدال نوجوانان با مشاهده چهره های احساسی حتی با وجود حضور مادرانشان افزایش یافت.

نتایج این مطالعه حتی شگفت‌انگیزتر است، زیرا دانشمندان زمانی که نوجوانان همان وظیفه را با مادران خود در کنارشان انجام می‌دادند، بافر مادر را مشاهده نکردند. آیا این بدان معناست که نوجوانان دیگر به مادر خود نیاز ندارند؟ شواهد حاصل از مطالعه دیگری نشان می دهد که نوجوانان هنوز به مادران خود نیاز دارند، اما به روشی متفاوت. در این آزمایش، دانشمندان از نوجوانان خواستند به تنهایی و زمانی که مادرانشان حضور داشتند، یک بازی ویدیویی رانندگی پرخطر بازی کنند. در این بازی، نوجوانان به چراغ زردی نزدیک شدند که نزدیک بود قرمز شود. آنها باید تصمیم می گرفتند که آیا باید از طریق چراغ رانندگی کنند و خطر تصادف رانندگی را بگیرند. آنها دریافتند که نوجوانان زمانی که مادرانشان حضور داشتند، انتخاب‌های مطمئن‌تری انجام می‌دهند، و درست مانند مطالعه بالا، حضور مادر به پوسته جلوی مغز کمک می‌کند تا عمل کند. این مطالعه نشان می دهد که نوجوانان نیز برای انتخاب خوب به حمایت مادران خود نیاز دارند!

وقتی استرس طولانی مدت باشد چه اتفاقی می افتد؟

استرس به اشکال مختلف ظاهر می شود. مثالی که در طول این مقاله از آن استفاده کرده ایم، برخورد با ببر است. دیدن یک ببر معمولاً یک عامل استرس زا کوتاه مدت است، زیرا احتمالاً به سرعت از آن موقعیت استرس زا خارج خواهید شد. احساس استرس طبیعی است و برای تشخیص خطر در محیط خوب است. اما برای برخی افراد، استرس به بخشی عادی از زندگی تبدیل می شود. تصور کنید در مدرسه مورد آزار و اذیت قرار گرفته اید. رفتن به مدرسه هر روز ممکن است ترسناک یا استرس زا باشد. استرس کوتاه مدت باعث انفجار کوتاه مدت مقدار زیادی کورتیزول می شود. اگر محور HPA به طور مداوم فعال شود، مانند استرس طولانی مدت، سیستم پاسخ استرس برای تلاش برای مقابله با استرس طولانی مدت تغییر می کند. سیستم پاسخ به استرس با تولید کورتیزول کمتر تغییر می کند زیرا مقدار زیادی در بدن وجود دارد. که این باعث عدم تعادل کورتیزول و عملکرد ضعیف سیستم پاسخ به استرس می شود.

یکی از شرایطی که ممکن است باعث استرس طولانی مدت شود، مراقبت بسیار ضعیف در اوایل زندگی است، مانند زندگی در یک پرورشگاه بدون والدین. یک مطالعه (نگاه کنید به شکل 3 ) کودکانی را که در یتیم خانه زندگی می کردند با کودکانی که با والدین خود بزرگ شده بودند مقایسه کرد. مشابه آخرین مطالعه ای که در مورد آن صحبت کردیم، دانشمندان به مغز کودکان در حالی که چهره های احساسی را مشاهده می کردند نگاه کردند. آنها همچنین مغز کودکان را با مغز نوجوانان در هنگام مشاهده این چهره ها مقایسه کردند. دانشمندان همچنین بر روی ارتباط بین پوسته جلوی مغز و آمیگدال تمرکز کردند تا بررسی کنند که چگونه این کودکان استرس عاطفی را تنظیم می کنند. چیزی که آنها دریافتند این بود که مغز کودکان یتیم بیشتر شبیه مغز نوجوانان است تا کودکان غیر یتیم. بنابراین مغز کودکان یتیم در واقع بالغ تر بود! این بدان معناست که مغز آن‌ها می‌توانست استرس عاطفی خود را حتی بدون وجود یک والدین در نزدیکی خود تنظیم کند.

 

مغز انسان چگونه به استرس واکنش نشان می دهد؟(شکل 3)

مغز A. ارتباط بین آمیگدال و پوسته جلوی مغز را نشان می دهد.
نمودار نشان می دهد که چگونه آمیگدال و پوسته جلوی مغز به هم متصل می شوند در حالی که کودکان و نوجوانان چهره های احساسی را مشاهده می کنند. نوارها در جهت منفی B. نشان می دهد که آمیگدال کمتر فعال می شود زیرا پوسته جلوی مغز فعال تر می شود. این چیزی است که در هنگام تنظیم استرس عاطفی اتفاق می افتد. میله‌هایی در جهت مثبت C. نشان می‌دهند که هم آمیگدال و هم پوسته جلوی مغز فعال‌تر می‌شوند. زمانی که مغز قادر به تنظیم استرس نباشد، این اتفاق می افتد. می بینید که میله های کودکان و نوجوانان یتیم هر دو در یک جهت (منفی) پیش می روند. میله ها برای کودکان و نوجوانان غیر یتیم در جهت مخالف قرار می گیرند. این به ما می گوید که در غیاب مراقبت اولیه خوب، این نواحی مغز سریعتر بالغ می شوند.

 

شاید داشتن مغز بالغ چیز خوبی به نظر برسد. اما همیشه برای انسان صادق نیست. انسان ها به زمان زیادی نیاز دارند تا بالغ شوند. الگوی طبیعی رشد انسان این امکان را می دهد که قبل از تبدیل شدن به یک بزرگسال، چیزهای زیادی در مورد چگونگی بزرگسالی بیاموزد. کودکان در این مطالعه در یتیم خانه های بسیار شلوغ و بدون عشق و علاقه زیادی از جانب بزرگسالان زندگی می کردند. بدون ارتباط نزدیک با یک بزرگسال در کودکی، مغز کودکان یتیم باید خیلی زودتر بالغ می شد. زود بلوغ شدن با اضطراب بیشتر، حالت روانی نگرانی و ترس مرتبط است. خبر خوب این است که کودکانی که به فرزندخواندگی پذیرفته می‌شوند، زمانی که احساس می‌کنند توسط خانواده‌خوانده‌شان مورد محبت و حمایت قرار می‌گیرند، در نهایت با استرس اجتماعی کمتری مواجه می‌شوند.

نتیجه

مغز هر روز با استرس مبارزه می کند. چه ببر بزرگی شما را تعقیب کند یا بخواهید یک عمل جراحی را انجام دهید، مغز و بدن برای مقابله با استرس آماده و مجهز هستند. مغز ما مانند ابرقهرمانان است. با کمک محور HPA، آمیگدال و پوسته جلوی مغز می توانیم در موقعیت های استرس زا خود را آرام کنیم. هیچ کس نمی تواند به تنهایی از همه چیز عبور کند. مغز ما گاهی اوقات به کمک خانواده و عزیزانمان برای کمک به کنترل استرس نیاز دارد. والدین بسیار کمک کننده هستند، به خصوص زمانی که ما جوان هستیم.

بحث بعدی بالغ شدن سریع مغز کودک در غیاب یک مراقب در سنین پایین، بود، که ممکن است باعث ایجاد احساس اضطراب در کودک شود. اضطراب باعث می شود چیزها ترسناک تر از آنچه هستند به نظر برسند، که باعث می شود کودک بیشتر احساس استرس کند! کارهایی وجود دارد که می توانید برای کنترل استرس کوتاه مدت و طولانی مدت در زندگی خود انجام دهید. انجام هر فعالیتی که از آن لذت می برید، مواد شیمیایی را در مغزتان آزاد می کند که به شما احساس شادی می دهد. ورزش و حرکت بدن راه های بسیار خوبی برای کاهش استرس هستند. راه دیگر برای کنترل استرس، گذراندن وقت با دوستان و خانواده است. به یاد داشته باشید که داشتن افرادی در زندگی شما که حمایت اجتماعی می کنند می تواند باعث شود که احساس مراقبت کنید و این باعث کاهش ترشح کورتیزول می شود. بهترین کار این است که اگر برای مدت طولانی احساس استرس می کنید به یک بزرگسال مورد اعتماد بگویید!

تعریف اصطلاحاتی که در این مقاله آمده است

استرس : ↑ حالت روحی و جسمی که انسان هنگام تجربه چیزی سخت یا تهدیدکننده احساس می کند.

سیستم پاسخ به استرس : ↑ نام بخش‌هایی از مغز، اندام‌ها و هورمون‌هایی که برای مقابله با استرس با هم کار می‌کنند.

محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) : ↑ سیستم پیام رسان که از مغز شروع می شود. به اندام ها سیگنال می دهد که با رفتن به حالت زنده ماندن به استرس واکنش نشان دهند. این شامل هیپوتالاموس، هیپوفیز و غده فوق کلیوی است.

کورتیزول : ↑ هورمون استرس یا پیام رسان که توسط محور HPA آزاد می شود تا به سایر اندام های بدن بگوید که با یک عامل استرس زا مقابله کنند.

آمیگدال : ↑ ساختار مغزی که در واقع استرس را تشخیص می دهد و به محور HPA می گوید که پاسخ دهد.

پوسته جلوی مغز : ↑ مرکز کنترل مغز که افکار و اعمال را کنترل می کند. وظیفه اصلی آن کنترل پاسخ های احساسی به استرس با تنظیم آمیگدال است.

بافر اجتماعی : ↑ فرآیندی که زمانی اتفاق می افتد که حمایت اجتماعی به مغز کمک می کند تا پاسخ استرس را تنظیم کند. بافر مادری، بافر اجتماعی است که به طور خاص از مادران ما یا سایر مراقبان نزدیک ما می آید.

منابع

[1]  Hostinar, C. E., Sullivan, R. M., and Gunnar, M. R. 2014. Psychobiological mechanisms underlying the social buffering of the hypothalamic–pituitary–adrenocortical axis: a review of animal models and human studies across development. Psychol. Bull. 140(1):256–82. doi:10.1037/a0032671

[2]  Gee, D. G., Gabard-Durnam, L., Telzer, E. H., Humphreys, K. L., Goff, B., Shapiro, M., et al. 2014. Maternal buffering of human amygdala-prefrontal circuitry during childhood but not during adolescence. Psychol. Sci. 25:2067–78. doi:10.1177/0956797614550878

[3]  Guassi Moreira, J. F., and Telzer, E. H. 2016. Mother still knows best: maternal influence uniquely modulated adolescent reward sensitivity during risk taking. Dev. Sci. 1–11. doi:10.1111/desc.12484

[4]  Gee, D. G., Gabard-Durnam, L. J., Flannery, J., Goff, B., Humphreys, K. L., Telzer, E. H., et al. 2013. Early developmental emergence of human amygdala–prefrontal connectivity after maternal deprivation. Proc. Natl. Acad. Sci. U.S.A. 110(39):15638–43. doi:10.1073/pnas.1307893110