همه ما روزها و هفته های بدی داشته ایم که به نظر می رسد هیچ چیز درست پیش نمی رود. همه ما همچنین موقعیت هایی داریم که در رسیدن به چیزی که واقعاً میخواستیم شکست میخوریم و تحمل آن برایمان سخت است.
با این حال، برخی از افراد هستند که نسبت به دیگران بسیار بهتر می توانند خود را جمع کنند. این افراد ذاتاً به هیچ وجه «بهترین» نیستند: آنها تنها به سادگی برخی عادات و مهارت های مثبتی را ایجاد کرده اند که به آنها کمک می کند بر شکست غلبه کنند و آن را به تجربه مثبت تری تبدیل کنند. در واقع، آنها از شکست به عنوان راهی برای یادگیری و بهبود استفاده می کنند. در این مقاله برخی از این مهارتها را مورد بحث قرار میدهیم.
دید همه ی ما نسبت به شکست به گونه ی ناامید کننده، خجالت آور و ناراحت کننده است اما بیاید با یک دید دیگری به شکست نگاه کنیم. از نظر من شکست و موفقیت کاملا یکسان هستند و اگر بتوانیم با هر دو یک شکل رفتار کنیم در واقع هیچوقت احساس بدی نخواهیم داشت.
برخی از افراد، مانند رودیارد کیپلینگ در شعر معروفش، گفته اند که موفقیت و شکست دو روی یک سکه هستند. به عبارت دیگر، هیچ یک واقعاً مهم نیست. هر اتفاقی بیفتد، باید خودتان را بردارید و ادامه دهید.
ناکامی در برنده شدن در یک مسابقه ورزشی، به ویژه رویداد مهمی که چندین سال برای آن تلاش کرده اید، یا برای رسیدن به یک موقعیت شغلی، می تواند در آن زمان احساس ویرانگری کند. با این حال، وقتی بعداً در کل زندگی خود به گذشته نگاه می کنید، بعید است که یکی از رویدادهای تعیین کننده زندگی شما باشد – به خصوص اگر بعداً در همان زمینه موفق شده باشید. وقتی بشریت به 500 سال گذشته نگاه می کند، مطمئناً “شکست” شما مشخص نخواهد شد.
به عبارت دیگر، واقعاً برای هیچ کس دیگری چندان مهم نیست. چند سال دیگر حتی برای شما هم مهم نخواهد بود. منطقی است که اکنون هم نباید مهم باشد.
البته، گفتن این کار آسان تر از انجام آن است، اما کارهایی وجود دارد که می توانید انجام دهید که به شما کمک می کند “اکنون مهم نباشد”.
راه های مدیریت شکست
- احساسات خود را بشناسید و بپذیرید
شکست، حداقل در وهله اول، صدمه می زند، و شما باید آن را بپذیرید. تلاش برای به حداقل رساندن احساسات خود یا پرت کردن حواس خود به خوشگذرانی های موقت و کارهای دیگر می تواند در طولانی مدت نتیجه معکوس داشته باشد. شما کافی است فقط احساسات خود را نسبت به آنچه که پیش آمده بشناسید و به خودتان فرصت دهید تا صدمه ببینید.
وقتی با تمام وجود اجازه دهید شکست شما را آزار دهد و حتی به شما صدمه بزند گویی انتهای آن را کامل رفته اید و تمام آسیب ها را با وجودتان حس کرده اید، در انتها متوجه خواهید شد که دیگر چیزی برای آسیب زدن به شما نمانده است.
- آن را شخصی نکنید
یکی از دلایلی که برخی افراد شکست را ویرانگر می دانند این است که هویت آنها در موفقیت گره خورده است. به عبارت دیگر، زمانی که شکست می خورند، به جای اینکه تصور کنند شکستی را تجربه کرده اند ، خود را شکست خورده می بینند. سعی کنید شکست یا موفقیت را شخصی نبینید: در عوض، این چیزی است که شما تجربه می کنید. این “تو” واقعی را تغییر نمی دهد.
این به نقطه نظر کیپلینگ برمی گردد: موفقیت و شکست جزء ذاتی شما نیستند. هیچ بخشی از هویت شما نباید “من یک موفق هستم” یا “من یک شکست خورده هستم” باشد.
همانطور که مارک مانسون در کتاب هنر ظریف بیخیالی می گوید همانقدر فردی که همیشه میگوید من موفق هستم، خودخواه است؛ همان اندازه فردی که مدام می گوید “من بدبخت، افسرده و شکست خورده هستم” نیز خودخواه است. این بدین معناست که احساس شکست یا موفقیت جزء ذاتی شما نبوده و نیست و تنها بخشی از زندگی است که خواه یا ناخواه باید تجربه کنید.
- نگران نباشید که دیگران چه فکری می کنند
گاهی اوقات دیدگاه های ما در مورد موفقیت و شکست به این بستگی دارد که دیگران در مورد ما چه فکری می کنند یا اینکه ما فکر می کنیم آنها در مورد ما چگونه قضاوت می کنند. شما هرگز نمی توانید آنچه را که دیگران فکر می کنند کنترل کنید. همچنین هرگز نباید کاری را صرفاً به این دلیل انجام دهید که دیگران را خوشحال می کند.
پذیرش هر دو، موفقیت و شکست آسان تر است اگر آنها را با شرایط خود تعریف کنید و کارها را به این دلیل انجام دهید که می خواهید به آن دست پیدا کنید، نه به این دلیل که فکر می کنید دیگران راضی خواهند شد.
- مسئولیت پذیری را به اندازه کافی بر عهده بگیرید
همه ما با افرادی برخورد کرده ایم که همیشه حاضرند دیگران یا رویدادها را به خاطر عدم موفقیتشان مقصر بدانند.
- “داور مغرضانه بود!”
- “معلم من را دوست ندارد، به همین دلیل نمره من بسیار پایین بود.”
- “اگر تابستان گذشته بیمار نبودم، چندین هفته تمرین را از دست نمی دادم.”
مهم است که تشخیص دهید چه زمانی عوامل خارجی دیگر بر موفقیت شما تأثیر گذاشته است. شما نیازی ندارید – و نباید تلاش کنید – خود را برای همه چیز سرزنش کنید، به خصوص اگر خارج از کنترل شما باشد.
با این حال، همچنین مهم است که تشخیص دهید خودتان چه کاری می توانستید برای بهبود اوضاع انجام دهید. به عنوان مثال، آیا می توانستید بیشتر کار کنید یا بیشتر به روابط خود توجه می کردید؟ آیا بازبینی شما واقعاً تمام آن چیزی بود که می توانست باشد؟ آیا واقعاً به بهترین شکل ممکن برای آن مصاحبه آماده شدید؟
مسئولیت عواملی را که بر آنها کنترل دارید را بپذیرید و تمام تلاش خود را برای جبران اشتباهات خود انجام دهید و اگر باز هم تلاش شما بدون نتیجه بود هرگز وسوسه بهانه های دیگران نشوید و خود را مقصر همه چیز ندانید.
- از شکست به عنوان راهی برای بهبود استفاده کنید
شکست را شکست تلقی نکنید. در عوض، آن را به عنوان راهی در زندگی در نظر بگیرید که به شما نشان می دهد که باید پیشرفت کنید و چگونه باید این کار را انجام دهید.
از خود بپرسید که برای رسیدن به نتیجه بهتر چه کاری می توانستید متفاوت انجام دهید. سپس در نظر بگیرید که چگونه می توانید آن را عملی کنید تا به شما در بهبود آن کمک کند.
