وقتی فعالیتی را تکرار می‌کنیم و بارها آن را انجام می‌دهیم، ارتباط آکسون‌ها و دندریت‌ها باهم قوی‌تر می‌شود و انتقال پیام‌های عصبی بهتر و راحت‌تر انجام می‌گیرد و حتی ارتباطات بیشتری هم شکل می‌گیرد و به این صورت پیام‌ها کامل‌تر منتقل می‌شوند.
برای اینکه ما با تسلط کافی و به راحتی فعالیتی را انجام دهیم نیاز به این خواهیم داشت که ۲۱ روز یا به عبارتی ۳ هفته فعالیتی را انجام دهیم و تحقیقی که در دانشگاه هاروارد انجام شده که اگر یک فعالیت ۲۰ ساعت انجام شود ما در آن فعالیت مسلط خواهیم شد و اگر ما ۱۰ هزار ساعت فعالیتی را انجام دهیم در آن حیطه متخصص خواهیم شد.
بدین ترتیب برای پیشرفت در هر مهارتی لازم است مسیر عصبی آن ساخته شده و پیشرفت کند. اگر اطلاعاتی در مورد ساختار یادگیری مغز ندارید ابتدا توضیحات مختصری در مورد نورون ها خواهم داد که خواندن آن بیشتر شما را با موضوع این مقاله آشنا خواهد کرد.

نورون چیست؟

  • نورون از دیدگاه پزشکی

بدن انسان از میلیاردها سلول ساخته شده است. سلول های سیستم عصبی که با نام یاخته‌های عصبی یا نورون شناخته می‌شوند، برای انتقال پیام‌ها طی یک پروسه‌ی الکتروشیمیایی اختصاص یافته‌اند. مغز انسان حدودا دارای ۸۶ میلیارد یاخته‌ی عصبی می‌باشد.

  • نورون از دیدگاه مهندسی

اگر بدن را یک ساختمان در نظر بگیریم نورون های آن با تشکیل شبکه‌های عصبی نقش سیم‌کشی این سازه را بازی می‌کنند. در واقع این نورون ها هستند که پیام الکتریکی ایجاد شده توسط محرک را دریافت کرده، به مراکز عصبی می‌رسانند و پاسخ مربوطه را انتقال می‌دهند. از دیدگاه مهندسان برق، نورون ها نقش مولد الکتریسیته را در بدن بازی می‌کنند.

ساختار نورون چگونه است؟

ساختار نرون

نورون ها از سه قسمت اصلی تشکیل شده‌اند:

  • دندریت (Dendrite)
  • جسم سلولی (Soma)
  • آکسون (Axon)

دندریت:
دندریت‌ها زائده‌هایی هستند که از جسم سلولی منشا گرفته و معمولا به صورت منشعب و چندتایی هستند. وظیفه‌ی این زائده‌ها دریافت پیام الکتریکی از نورون است به طوریکه پس از دریافت، آن را به سمت دیگر اجزای یاخته‌ی عصبی سوق می‌دهند.

آکسون:
پس از این که پیام عصبی در جسم سلولی نورون پردازش گردید، توسط یک رشته بلند که از سمت دیگر یاخته‌ی عصبی بیرون زده است، به سلول بعدی (نورون – ماهیچه – غده) می‌رسد. نام این رشته آکسون بوده و ریشه‌ای یونانی به معنای محور دارد.

هنگامی که پیام الکتریکی به انتهای آکسون می‌رسد، این پیام الکتریکی از طریق محل‌هایی به نام پایانه آکسون یا ترمینال به سلول بعدی منتقل می‌گردد و سبب بوجود آمدن تغییر در فعالیت آن می‌شود.

جسم سلولی:
جسم سلولی در برگیرنده‌ی هسته در نورون ها است

حالا که به صورت مختصر با اصطلاحات بالا آشنا شدیم به موضوع اصلی این مقاله خواهیم پرداخت:

انتقال پیام از یک نوع نورون به نورون دیگر ممکن است شیمیایی باشد. یعنی پیام با انتقال مواد شیمیایی خاصی (میانجی‌های عصبی یا نوروترنسمیتر) منتقل شود یا ممکن است الکتریکی باشد. یعنی پیام به طریق الکتریکی بین دو نورون منتقل شود.
وقتی که کار یا فعالیتی را تکرار می‌کنیم و بارها آن را انجام می‌دهیم، ارتباط آکسون‌ها و دندریت‌ها باهم قوی‌تر می‌شود و انتقال پیام‌های عصبی بهتر و راحت‌تر انجام می‌گیرد و حتی ارتباطات بیشتری هم شکل می‌گیرد و به این صورت پیام‌ها کامل‌تر منتقل می‌شوند. با رخ دادن این حالت (قوی‌تر شدن ارتباط و انتقال پیام بین نورون‌ها) انجام آن فعالیت راحت‌تر می‌شود و مهارت ما در آن زمینه افزایش پیدا می‌کند. یعنی دلیل افزایش مهارت ما و آسان‌شدن آن کار برای ما همین انتقال بهتر و قوی‌تر پیام‌هاست. با پیشرفت مسیرهای عصبی در واقع مهارت‌های ما بالا می‌رود.

ارتباط دندریت یک نورون با نورون دیگر

به این ترتیب برای پیشرفت در هر مهارتی لازم است مسیر عصبی آن ساخته شود و پیشرفت کند. مثلا راه رفتن، رانندگی، نوشتن، صحبت کردن، غذا خوردن و …. همه مهارت‌های عملی هستند که به مرور زمان در ما تقویت شده‌اند. چرا که ما آن‌ها را بیشتر و بیشتر انجام دادیم و مسیرهای عصبی آن تقویت شدند.

چرا یادگیری مهارت جدید در ابتدا سخت و دشوار است؟

وقتی نسبت به هر فعالیتی احساس سختی می‌کنیم، به این معنی است که مسیر عصبی آن ضعیف است و باید برای قوی‌تر شدن آن مسیر تلاش کنیم. تنها راه قوی‌تر شدن مسیر عصبی، انجام آن فعالیت است و هیچ راه دیگری برای تقویت آن وجود ندارد.

در ابتدا این ارتباط و انتقال پیام‌ها چون سخت‌تر است، ما نیز احساس سختی نسبت به انجام آن فعالیت داریم. شکل‌گیری این ارتباط نیازمند مصرف انرژی است و مغز ما به دنبال این است که انرژی کمتری مصرف کند پس باید با این حالت مغز خودمان نیز مقابله کنیم و بر خلاف میل مغز عمل کنیم تا پیشرفت کنیم. ایجاد تغییرات جدید اکثرا از همین نوع هستند و به همین دلیل است که ایجاد بسیاری از تغییرات سخت است. در این حالت بهانه‌های مختلف به سراغ ما می‌آیند که از انجام کار جدید منصرف شویم. البته با تمرین می‌توانید بر این حالت غلبه کنید و مغز خود را فعال بار بیاورید تا جایی که مغز شما از تنبلی به چابکی برسد.

به غیر از ضعیف بودن ارتباط بین نورون‌ها، از دیگر دلایل سخت بودن انجام مهارت‌های مختلف در ابتدا این است که هر مهارت به مسیرهای عصبی بسیار زیادی نیاز دارد و تا اینکه هر کدام از این مسیرها شکل‌بگیرند زمان و فعالیت‌های زیاد و متناسب با آن نیاز است و ما باید برای شکل‌گیری هرکدام از این مسیرهای عصبی تلاش کنیم. بنابراین در یک مهارت مانند رانندگی در ابتدا باید خیلی حواسمان را جمع کنیم و حواسمان به هزار جا باشد چرا که هزار مسیر عصبی برای رانندگی نیاز است و ما آن‌ها را هنوز نداریم.

چگونه یک عادت یا رفتار تغییر میکند؟

وقتی مسیر عصبی یک رفتار شکل گرفت و قوی شد، طبیعی است که انجام رفتار بایک مسیر عصبی جدید بسیار سخت‌تر از شکل دادن یک مسیر عصبی از ابتداست. چرا که دوباره باید یک تغییر در رفتار ایجاد کرد و این رفتار چون قبلا انجام نشده است نیازبه مسیر عصبی جدید دارد. و وقتی ما با یک موقعیتی مواجه می‌شویم که مسیر عصبی خاصی برای آن شکل گرفته است،‌ و به دنبال انجام یک رفتار جدید هستیم طبیعی است که به سمت رفتار راحت‌تر تمایل داشته باشیم و دلیل آن هم نبود مسیر عصبی متناسب با رفتار جدید است. مسیر عصبی موجود انرژی کمتری نیاز دارد و به همین علت راحت‌تر است. عادت‌ها همان مسیرهای عصبی هستند که شکل‌ گرفته‌اند و البته قوت و ضعف آن‌ ها تغییر می‌کند. برای همین اگر به دنبال ترک یک عادت هستید دو کار باید انجام دهید. مسیر عصبی یک رفتار جدید را درست کنید و هم اینکه آن کار را دیگر انجام ندهید تا مسیر عصبی آن ضعیف شود.