اصطلاح بهم ریختگی ذهنی برای توصیف شرایط استرس زایی به کار می رود، که در آن به طور موقت قادر به عملکرد معمولی در زندگی روزانه خود نیستید. در این پست میخواهیم علل، علائم و روش های درمان بهم ریختگی ذهنی و جسمی که در بسیاری از ما دیده می شود را بحث کنیم و نتایج آخرین مقالات در این حوزه را بازنشر دهیم.
زمانی که مقدار مواد شیمیایی موجود در بدن خیلی کم یا خیلی بیشتر از حد طبیعی آن شود در اصطلاح پزشکی می گویند که عدم تعادل شیمیایی در بدن فرد رخ داده است، که این اصطلاح معمولاً برای اشاره به عدم تعادل در مغز استفاده می شود.
عدم تعادل شیمیایی در مغز چیست؟
عدم تعادل شیمیایی مغز زمانی رخ می دهد که افراد، مقدار بسیار کم یا زیادی از پیام رسان های عصبی خاص را داشته باشند. پیام رسان های عصبی، انتقال دهنده های شیمیایی هستند که اطلاعات را بین سلول های عصبی منتقل می کنند. این عدم تعادل های شیمیایی اغلب دچار اختلال در سلامت فرد می شود. در حالی که مقدار زیاد یا خیلی کم از این مواد در هر نقطه از بدن به عنوان عدم تعادل شیمیایی در نظر گرفته می شود، اصطلاح “عدم تعادل شیمیایی” تأثیرات بالقوه ای بر سلامت روان و جسم فرد می گذارد که منجر به بروز بسیاری از بیماری های ذهنی و جسمی می شود. در ادامه هر یک از این علائم را مورد بحث قرار می دهیم.
مواد شیمیایی موجود در مغز که به تسهیل ارتباط بین سلول های عصبی کمک می کنند، انتقال دهنده های عصبی نامیده می شوند. این انتقال دهنده های عصبی به بسیاری از عملکردهای بدن کمک می کنند از جمله
- خواب
- اشتها، لاغری و چاقی
- رفتار – خلق و خو
- شناخت
- لذت
- رشد اولیه مغز
- حافظه
- یادگیری
- پاسخ به استرس
اختلال عملکرد این انتقال دهنده های عصبی یا عدم تعادل شیمیایی در مغز منجر به بروز شرایط زیر می شود:
- روانگسیختگی
- اختلالات اضطرابی
- افسردگی
- اختلال دوقطبی
- بیماری PCOS
- بیماری پارکینسون
با این حال طبق نتایج جدیدترین مقالات در این حوزه محققان بر این باورند که افسردگی و برخی دیگر از شرایط سلامت روان مانند اختلالات اضطرابی به تنهایی ناشی از عدم تعادل شیمیایی نیست، اکثر کارشناسان بهداشت روان بر این باورند که علل بیماریهای روانی پیچیدهتر از آنچه در این اصطلاح آمده است. تصور میشود تعادل مواد شیمیایی در مغز به همراه ترکیبی از عواملی مانند :
- ژنتیک
- داروها
- مشکلات پزشکی
- عوامل محیطی مانند رویدادهای استرس زا در زندگی
- تنظیم خلق و خوی نادرست توسط مغز
آیا استرس می تواند باعث عدم تعادل شیمیایی شود؟
استرس علاوه بر تأثیر بر تعادل انتقالدهندههای عصبی، بر تعادل شیمیایی در سیستمهای مختلف بدن تأثیر میگذارد، از جمله :
- سیستم عصبی
- دستگاه گوارش
- غدد درون ریز (هورمون).
- سیستم قلبی عروقی
- سیستم تولید مثل
آیا واقعاً افسردگی ناشی از عدم تعادل شیمیایی است؟
این ایده که افسردگی ناشی از کمبود سروتونین است در تبلیغات داروهای ضد افسردگی در اوایل دهه ۲۰۰۰ رایج بود و بسیاری از متخصصان سلامت روان این توضیح را به بیماران خود منعکس کردند.
شواهد کمی برای این نتیجه گیری قطعی وجود داشت. در عوض، در حالی که شواهدی وجود دارد که نشان میدهد داروهای ضدافسردگی مانند مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) میتوانند در درمان افسردگی موثر باشند، دلیل دقیقی برای چگونگی این بهبود مشخص نیست.
“عدم تعادل شیمیایی” و “کمبود سروتونین” به عنوان استعاره ای برای کارهای پیچیده تر در مغز و عوامل مرتبط با افسردگی استفاده شد. این به اشتباه باعث شد بسیاری از مردم بر این باور باشند که افسردگی با داروهای ضد افسردگی مانند درمان کمکاری تیروئید با داروهای تیروئید یا دیابت نوع ۱ با انسولین قابل درمان است.
تبلیغات داروهای درمان افسردگی نشان می دهد که این دارو به جای اصلاح عدم تعادل، بر انتقال دهنده های عصبی تأثیر می گذارد. که نشان دهنده پیچیدگی و تفاوت های ظریف در درمان افسردگی است و این مسئله که درمان سلامت روان برای همه یکسان نیست. بنابراین تعریف عدم تعادل در هر فرد و هر شرابط دشوار است. علاوه بر این، داروهایی که SSRI نیستند نیز علائم افسردگی را کاهش می دهند. که این بدان معناست که افسردگی چیزی بیش از یک عدم تعادل شیمیایی ساده است. اما با این وجود مواد شیمیایی مغز در افسردگی نقش دارند، چیزهایی مانند اتصالات سلول های عصبی، رشد سلول های عصبی و عملکرد مدارهای عصبی نیز به بروز افسردگی کمک می کنند.
علائم عدم تعادل شیمیایی در مغز
علائم عدم تعادل شیمیایی در مغز با چندین تشخیص روانپزشکی مرتبط است.
افسردگی
انواع مختلفی از افسردگی وجود دارد که هر کدام علائم منحصر به فرد خود را دارند. برخی از علائم عمومی افسردگی عبارتند از:
- حالت غمگینی، اضطرب مداوم
- احساس ناامیدی، منفی نگری
- تحریک پذیری
- احساس گناه یا درماندگی
- از دست دادن علاقه یا لذت به سرگرمی ها و فعالیت ها (به ویژه آنهایی که قبلاً از آنها لذت می بردید)
- کاهش انرژی
- خستگی
- مشکل در تمرکز، به خاطر سپردن یا تصمیم گیری
- مشکلات خواب
- تغییر در وزن یا اشتها
- افکار مرگ یا خودکشی یا اقدام به خودکشی
- علائم فیزیکی غیر قابل توضیح، مانند درد قفسه سینه، سردرد و مشکلات گوارشی
اختلالات اضطرابی
مانند افسردگی، انواع مختلفی از اختلالات اضطرابی وجود دارد برخی از علائم عمومی اختلالات اضطرابی عبارتند از:
- احساس وحشت، ترس و ناراحتی
- افکار وسواسی غیر قابل کنترل
- افکار مکرر یا فلاش بک تجربیات آسیب زا
- مشکلات خواب
- مشکل در نشستن
- کابوس ها
- علائم فیزیکی غیر قابل توضیح مانند سردی یا عرق کردن دست ها، خشکی دهان، تنش عضلانی، یا بی حسی/گزگز در دست ها یا پاها
- تپش قلب
- حالت تهوع
- تنگی نفس
روانگسیختگی
اسکیزوفرنی به شدت با عدم تعادل شیمیایی در مغز مرتبط است. علائم اسکیزوفرنی عبارتند از:
- هذیان: باورهای نادرستی که مبتنی بر واقعیت نیستند.
- توهمات: تجربه احساسات، به ویژه دیدن یا شنیدن چیزهایی که واقعی نیستند.
- گفتار و رفتار نامنظم
- پارانویا: احساس اینکه کسی یا چیزی قصد دارد شما را بگیرد.
- کناره گیری از دیگران و منزوی شدن
چرا عدم تعادل شیمیایی در مغز ایجاد می شود؟

برخی از مواردی که ممکن است باعث عملکرد نادرست انتقال دهنده های عصبی شود عبارتند از:
- گیرنده ها ممکن است نسبت به یک انتقال دهنده عصبی خاص بیش از حد حساس یا غیر حساس باشند که باعث می شود آنها به آزاد شدن انتقال دهنده عصبی خیلی زیاد یا خیلی کم پاسخ دهند.
- اگر سلول مبدا مقدار کمی از یک انتقال دهنده عصبی را پمپاژ کند، پیام ممکن است ضعیف شود.
- بازجذب شدن بسیار کارآمد که قبل از اینکه مولکولها فرصت اتصال به گیرندههای سایر نورونها را داشته باشند، دوباره جذب میشود، که میتواند پیام را ضعیف کند.
- توجه به این نکته مهم است که این عوامل برای اختلال انتقال دهنده عصبی اعمال می شوند و لزوماً به خودی خود باعث ایجاد یک وضعیت سلامت روان نمی شوند.
همچنین این فرضیه وجود دارد که میتوکندری ممکن است در عملکرد انتقال دهنده های عصبی و نقش آنها در افسردگی تاثیر گذار باشد.
عدم تعادل شیمیایی در مغز چگونه تشخیص داده می شود؟
برخلاف برخی دیگر از مواد شیمیایی در بدن، انتقال دهنده های عصبی را نمی توان به طور دقیق اندازه گیری کرد. نمی توان تشخیص داد که یک فرد دارای عدم تعادل شیمیایی در مغز خود است. تئوری عدم تعادل شیمیایی و تأثیر آن بر سلامت روان تا حد زیادی از موفقیت در کاهش علائم ناشی از داروها در درمان بیماریهای روانی ناشی میشود، اما این ارتباط کاملاً واضح نیست.
اگر شرایطی مانند افسردگی به طور قطعی ناشی از عدم تعادل شیمیایی باشد، داروهای ضد افسردگی سریعتر عمل میکنند، زیرا سطح انتقالدهندههای عصبی را نسبتاً سریع تحت تأثیر قرار میدهند. با این حال، معمولا چندین هفته طول می کشند تا اثر قابل توجهی ایجاد کنند.
با این وجود بهتر است به جای تشخیص عدم تعادل شیمیایی در مغز، تشخیص بیماری های روانی خاص در فرد انجام می شود.
عدم تعادل شیمیایی در مغز چگونه درمان می شود؟
شرایطی که ممکن است تحت تأثیر عدم تعادل شیمیایی در مغز باشد، ممکن است با داروها، روان درمانی و تنظیم سبک زندگی درمان شوند. در ادامه هر یک از راه های درمان را توضیح خواهیم داد:
بدیهی است استفاده از هر یک از داروهای نوشته شده در این سایت بدون تجویز پزشک متخصص مورد تایید نیست و حتما باید در مورد شرایط خود با پزشک متخصص صحبت کنید.
برخی از داروها با تغییر سطح مواد شیمیایی در مغز عمل می کنند و بازجذب را مسدود می کنند. مسدود کردن بازجذب برخی انتقال دهنده های عصبی، سطح در دسترس برای استفاده توسط اعصاب شما را افزایش می دهد. این گیرنده های عصبی شما را برای مدت طولانی تری فعال می کند.
داروها می توانند سطح مواد زیر را تغییر دهند:
- دوپامین
- سروتونین
- نوراپی نفرین که نوراپی نفرین نیز نامیده می شود
برخی از داروها بر روی ترکیبی از دو ماده شیمیایی دیگر که در بالا ذکر شد کار می کنند.
نمونه هایی از این داروها:
- مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs). SSRI ها بازجذب سروتونین را مسدود می کنند. مثلاً فلوکستین (پروزاک)، پاروکستین (پاکسیل) و سیتالوپرام (سلکسا) هستند.
- مهارکننده های بازجذب سروتونین- نوراپی نفرین (SNRIs). SNRI ها با مسدود کردن بازجذب سروتونین و نوراپی نفرین کار می کنند و در نتیجه سطح این دو ماده شیمیایی در مغز افزایش می یابد. به عنوان مثال می توان به دولوکستین (Cymbalta) و ونلافاکسین (Effexor XR) اشاره کرد.
- داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای (TCAs). TCA ها بازجذب نوراپی نفرین و سروتونین را مسدود می کنند. به عنوان مثال می توان به ایمی پرامین (توفرانیل) و نورتریپتیلین (پاملور) اشاره کرد.
- مهارکننده های بازجذب نوراپی نفرین دوپامین (NDRIs). NDRI ها مانند بوپروپیون (ولبوترین) بازجذب انتقال دهنده های عصبی نوراپی نفرین و دوپامین را مسدود می کنند.
- مهارکننده های مونوآمین اکسیداز (IMAO). MAOI ها بازجذب نوراپی نفرین، سروتونین و دوپامین را مسدود می کنند. این داروها، از جمله ایزوکاربوکسازید (مارپلان) و فنلزین (ناردیل) به اندازه سایر انواع داروهای ضد افسردگی محبوب نیستند.
هنگام مصرف دارو برای اختلالات روانی، تکنیک های صحبت درمانی نیز یک مکمل مهم به برنامه درمانی شما هستند. روان درمانی می تواند به تبدیل تفکر و رفتار شما به تفکرات سالم تر کمک کند. برخی از نمونه ها درمان شناختی رفتاری و روان درمانی است. در طول این جلسات درمانی، شما با یک متخصص سلامت روان کار خواهید کرد تا از تکنیک هایی برای کمک به مدیریت افسردگی خود یا جلوگیری از بازگشت آن در صورت احساس بهتر استفاده کنید.
درمان غیر دارویی
درمان های روان درمانی مانند درمان شناختی رفتاری (CBT) می تواند برای بسیاری از شرایط سلامت روان موثر باشد. این درمان ها ممکن است با تغییر مسیرهای عصبی و تداعی بر عملکرد انتقال دهنده های عصبی تأثیر بگذارد. برای برخی افراد، ورزش در تسکین علائم افسردگی و اضطراب، تا حدی با تحریک مواد شیمیایی در مغز که باعث میشود بدن (و در نتیجه ذهن شما) احساس بهتری داشته باشد، مفید است.
درمانهای غیردارویی ممکن است به تنهایی برای کمک به برخی افراد مبتلا به افسردگی یا اضطراب کافی باشد، اما اغلب در ترکیب با دارو استفاده میشوند.
سخن آخر
عدم تعادل شیمیایی می تواند در هر جایی از بدن اتفاق بیفتد، اما معمولاً به ارتباط بین عملکرد انتقال دهنده های عصبی و سلامت روان اشاره دارد. تعیین عدم تعادل شیمیایی در مغز ممکن نیست، اما علائم بسیاری از شرایط سلامت روان مانند افسردگی و اضطراب وجود دارد که با آنچه در عامیانه به نام عدم تعادل شیمیایی شناخته می شود، مرتبط است. اگر علائم بیماری روانی را تجربه می کنید، یا متوجه تغییراتی در خلق و خو یا عملکرد ذهنی خود شده اید، به پزشک متخصص مراجعه کنید تا در مورد تشخیص احتمالی صحبت کنید و یک برنامه درمانی که هم می تواند دارویی باشد و هم غیر دارویی برای شما تجویز شود.
